به گزارش شهرآرانیوز؛ کتاب «دختر کوچولوی آفریقا – ملکهی بلشویک» نوشته جرج برنارد شاو، با ترجمه و بازنویسی محمد قراگوزلو و انتشار نشر نگاه، مجموعهای از دو اثر متفاوت، اما مرتبط از نظر دغدغههای فکری این نمایشنامهنویس ایرلندی است. «دختر کوچولوی آفریقا» داستان دختری است که در مسیر جستوجوی خدا و حقیقت قرار میگیرد و «ملکهی بلشویک» نمایشنامهای است که در فضای یک انقلاب خیالی، به درگیری میان قدرت سیاسی قدیم و اندیشه انقلابی میپردازد.
وجه مشترک این دو اثر، علاقه همیشگی شاو به زیر سؤال بردن باورهای تثبیتشده است. او شخصیتهایش را در موقعیتهایی قرار میدهد که مجبور شوند درباره چیزهایی که ظاهراً بدیهی به نظر میرسند دوباره فکر کنند؛ از مفهوم خدا و دین گرفته تا عدالت، انقلاب، سلطنت و رابطه میان حاکم و مردم. به همین دلیل، با وجود تفاوت فضای دو اثر، هر دو نمونهای از طنز فکری و اجتماعی شناختهشده شاو هستند.
بخش نخست کتاب به اثری مربوط است که در منابع انگلیسی با عنوان The Adventures of the Black Girl in Her Search for God شناخته میشود. این اثر نخستین بار در سال ۱۹۳۲ منتشر شد و داستان دختری سیاهپوست از روستاهای آفریقا در دوران استعمار است که از آموزشهای مذهبی مبلغان مسیحی راضی نیست و برای یافتن خدا و حقیقت، کلبه و آموزههای کلیشهای آنان را ترک میکند.
او در مسیر خود با شخصیتهای مذهبی و فکری مختلف روبهرو میشود؛ از پیامبران بزرگ عهد عتیق و جدید و گروهی از اندیشمندان گرفته تا پیامبر اسلام، و با آنان به گفتوگو و مناظره میپردازد. سرانجام، در قلب عصر روشنگری، به مزرعه اشتراکی ولتر میرسد، آنجا آرام میگیرد و مشغول کار میشود و با کارگری ساده، خشن، اما سوسیالیست و مهربان ازدواج میکند.
شاو از جستوجوی خدا برای نوشتن یک داستان مذهبی معمولی استفاده نمیکند. دختر داستان در واقع ابزاری برای پرسش از نهاد دین و شکلهای رسمی ایمان است. او حاضر نیست صرفاً به این دلیل که فردی خود را صاحب حقیقت معرفی میکند، سخنان او را بپذیرد. از این منظر، سفر او فقط جستوجویی دینی نیست، بلکه سفری فکری برای یافتن حقیقت است؛ سفری که در آن شخصیت اصلی باید میان پاسخهای آماده و تجربه شخصی خود از حقیقت انتخاب کند.
پرداخت ظریف و هنرمندانه چالشهای فلسفی، دینی، عرفانی، انسانی و حتی سیاسی با زبانی ساده و کودکانه، از ویژگیهای مهم این اثر است. طنز شاو نیز در همین مسیر اهمیت پیدا میکند. او به جای آنکه مستقیماً مقالهای فلسفی درباره دین بنویسد، بحثهای جدی را در قالب موقعیتهای داستانی و برخورد شخصیتها مطرح میکند. به همین دلیل، بسیاری از ایدههای فلسفی و اجتماعی اثر در ظاهر ساده و حتی سرگرمکنندهاند، اما در لایه زیرین خود پرسشهایی جدی درباره ایمان، اقتدار و حقیقت دارند.
«دختر کوچولوی آفریقا» را میتوان از آثار تمثیلی برجسته ادبیات جهان دانست و آن را در کنار «شازده کوچولو» اثر آنتوان دو سنت اگزوپری قرار داد. با این همه، از حیث ژرفای مباحث فلسفی، انسجام اندیشه، طنز گزنده، شخصیتپردازی و منظومهای از مناظرههای نظری، اثر شاو افقی متفاوت و در بسیاری جهات گستردهتر میگشاید.
این اثر هنگام انتشار نیز بحثبرانگیز شد و واکنشهای تندی برانگیخت. برخی منتقدان و مخاطبان آن را حملهای به باورهای مسیحی میدانستند و حتی شاو به دلیل آن با اتهام کفرگویی روبهرو شد.
اثر دوم کتاب، Annajanska, the Bolshevik Empress، نمایشنامهای تکپردهای است که شاو آن را در سال ۱۹۱۷ نوشت و نخستین اجرای آن در ۲۱ ژانویه ۱۹۱۸ در تئاتر کولیزیوم لندن انجام شد.
داستان در کشوری خیالی میگذرد که بهتازگی انقلابی شبیه انقلاب روسیه را پشت سر گذاشته است. شخصیت اصلی، آنّایانکا، دختر حاکم پیشین است؛ دختری که برخلاف تصویری که از یک شاهزاده انتظار میرود، از کودکی از زندگی درباری فاصله گرفته و حتی مدتی به سیرک پیوسته است. اکنون او در موقعیتی قرار دارد که میان نظام قدیم و انقلاب تازهپا ایستاده است. در سوی دیگر، ژنرالی قرار دارد که به حکومت قدیم وفادار است و از نظم انقلابی جدید ناراضی است.
شاو در این نمایشنامه انقلاب را صرفاً نبردی میان «خوبها» و «بدها» نشان نمیدهد. مسئله برای او پیچیدهتر است: چه اتفاقی میافتد وقتی کسانی که علیه قدرت شورش کردهاند، خودشان به قدرت میرسند؟ آیا انقلاب الزاماً به آزادی منجر میشود؟ و آیا کنار گذاشتن یک طبقه حاکم به معنای از بین رفتن ساختار قدرت است؟
«ملکهی بلشویک» با طنزی تند و هوشمندانه، نهاد سلطنت و دربار، اصل وراثت قدرت و اقتدار نظامی را به نقد میکشد و به بنیادهای سنتی قدرت میتازد. شاو از فضای انقلاب روسیه و تبوتاب سیاسی سال ۱۹۱۷ الهام گرفته است، اما کشور و شخصیتهای نمایشنامه کاملاً خیالیاند. همین فاصله به او اجازه میدهد به جای بازسازی مستقیم یک واقعه تاریخی، درباره ایده انقلاب و قدرت سیاسی به شوخی و بحث بپردازد.
پشت این شوخیها، پرسش سیاسی مهمی قرار دارد. شاو به جای اینکه صرفاً طرف یکی از اردوگاههای سیاسی را بگیرد، خود مفهوم قدرت را به بازی میگیرد و نشان میدهد که انقلاب میتواند همزمان وعده آزادی و خطر شکلگیری اقتدار تازه را با خود داشته باشد.
این کتاب برای خوانندهای مناسب است که از ادبیات صرفاً داستانگو انتظار ندارد و دوست دارد هنگام خواندن با ایدهها و پرسشهای فلسفی و سیاسی نیز درگیر شود. اگر به آثار برنارد شاو، نمایشنامههای اجتماعی و سیاسی، طنز روشنفکرانه یا ادبیاتی که باورهای تثبیتشده را به چالش میکشد علاقه دارید، این مجموعه میتواند انتخاب جذابی باشد.
این کتاب بهخصوص برای کسانی خواندنی است که به موضوعاتی مانند دین و حقیقت، انقلاب، سوسیالیسم، قدرت سیاسی، طبقه اجتماعی و نقش زنان در ساختارهای قدرت علاقه دارند. همچنین اگر از شخصیتهایی لذت میبرید که به جای پذیرفتن پاسخهای آماده، سؤال میپرسند، دختر داستان نخست و آنّایانکا در نمایشنامه دوم احتمالاً برایتان جذاب خواهند بود.
جذابیت اصلی آثار شاو در ارائه پاسخهای قطعی و بیطرفانه درباره دین یا انقلاب نیست؛ بلکه در ایجاد بحث و برهم زدن قطعیتهاست. شاو نویسندهای است که میخواهد مخاطب را وادار کند با باورهای خودش کلنجار برود؛ حتی اگر در نهایت با نویسنده موافق نباشد.
در نهایت، «دختر کوچولوی آفریقا – ملکهی بلشویک» مجموعهای از دو اثر متفاوت جرج برنارد شاو است که در ظاهر درباره دو موضوع جداگانه، یعنی جستوجوی خدا و انقلاب سیاسی، نوشته شدهاند؛ اما در عمق هر دو یک پرسش مشترک وجود دارد: انسان چگونه میتواند حقیقت را از میان روایتهایی که قدرت به او تحمیل میکند تشخیص دهد؟
دختر آفریقایی برای یافتن خدا از میان پاسخهای آماده عبور میکند و آنّایانکا در «ملکهی بلشویک» در دل یک انقلاب، معنای قدرت و تغییر سیاسی را به چالش میکشد. همین پیوند میان شک، قدرت و آزادی فکری است که باعث میشود این دو اثر، با وجود کوتاهی، همچنان برای خواننده امروز قابل تأمل باشند. ترجمه و بازنویسی محمد قراگوزلو و انتشار این مجموعه توسط نشر نگاه نیز فرصتی فراهم کرده است تا مخاطب فارسیزبان با بخشی کمترخواندهشده از جهان فکری یکی از مهمترین نمایشنامهنویسان قرن بیستم آشنا شود.